
|
سلام
آپ امروزم یه شعره از یکی از رعیت های شاعر که تا کنون شعرای زیادی واس ارباب سروده با تشکر فراوان از ایشون لازمه که عرض کنم این شعر در چند جا مورد داشت و چون دربار ما هم یه دربار کاملا" آزاده و نمیخواستیم قسمت هایی از این شعر رو سانسور کنیم تصمیم گرفتیم که برای شفاف سازی یه توضیحاتی جلوی هر مصرعی که مشکل داره بدم شعر آق مهدی شعبانی پور: توضیحات ارباب: ارباب ما از همتون بهتره! ۱. چون هر شعری اسم داره واسش اسم انتخابیدم! ارباب ما دنبال زن میگرده! ۲. ee من کی دنبال زن گشتم؟باید میگفتی زنا دنبال ارباب میگردن
ارباب ما دنبال یه دختری میگرده! ۷. به توضیحات شماره های ۲ و ۳ مراجعه شود!!
ایول خیلی شعر قشنگی بود مخصوصا" مصرع های آخرش ولی فکر نکنید که ما به شاعرای دربارمون میسپاریم که واس ما شعر بگندا اینا حرکت های خود جوشه!!!! البته آق مهدی چشم شاعر اول دربار رو دور دیده که اینجوری ترانه سرایی میکنه حتما" اگه شاعرمون از سفر حج برگرده حسابی ایشونو با نوازشای مخصوصش مورد لطف قرار میده و تک تک موهاشو میکَنه!! توضیحات: ـ این خواننده دربار چیکار میکنه؟این شعرا رو بخون دیگه!!! ـ اونایی که میخوان در شب شعر دربار شرکت کنند جا نمونند.ارباب از شاعرای دربار حمایت میکنند ـ اینجا جا داره که یاد آوری کنم که اولین کسی که راجع به ارباب و ملکه شعر سرود سرکار صبح صادق بودند شعر ایشون رو هم میذارم تو ادامه مطلب.حتما" بخونیدش اون شعر هم خیلی قشنگه. کلا" ارباب شاعرای توانمندی داره ادامه مطلب |
|
+ حکاکی شده
در
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 20:6 با چنگال های تیز ارباب شیاطین |
|
|
یه روز ملکه و من (اربابی) و شیطان اعظم به همراه خانم خاتون باجی(نامزد شیطان اعظم!) تو دربار بودیم و دربار گردی میکردیم که یهو برقای دربار رفت و همه جا تاریک شد. اول صدای یک ماچ اومد و بعد صدای خوردن یک سیلی محکم. بعد برق اومد آمد و شیطان اعظم صورتش را که به دلیل خوردن سیلی سرخ شده بود، با دستش پنهان کرده بود. همه زیر چشمی به هم نگاه کردیم و هیچ کس هیچ حرفی نزد. خاتون باجی با خودش فکر می کرد: این شیطان اعظم می خواست ملکه رو ببوسه، اون هم با سیلی زد توی صورتش. ملکه با خودش فکر می کرد: این شیطان اعظم می خواست مرا ببوسد، اما اشتباها خاتون باجی را بوسید، او هم با سیلی زد توی گوشش. شیطان اعظم هم داشت با خودش فکر می کرد: این اربابی ملکه را بوسید، او هم فکر کرد من او را بوسیدم، محکم زد توی گوش من. من هم داشتم با خودم فکر می کردم: اگر یه بار دیگه برق بره دوباره صدای بوسیدن در می آورم و یک سیلی محکم دیگر می زنم توی گوش شیطان اعظم!!!!
|
|
+ حکاکی شده
در
سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 21:37 با چنگال های تیز ارباب شیاطین |
|
|
به دلیل استقبال های فراوان و درخواست های مکرر شما متقاضیان عزیز مبنی بر تمدید مهلت ثبت نام ارباب شیاطین تصمیم بر این گرفتند تا مهلت ثبت نام را فقط یک هفته دیگر تمدید نمایند
پس لطفا هیچ عجله ای نفرمایید و صف های طویل جلوی محل ثبت نام واقع در دربار راه نیندازید
در اینجا لازمه یه توضیح خدمت متقاضیان عرض کنم که فرد انتخاب شده حتما" باید این ۲خصوصیت مهم رو داشته باشه: ۱- خونه دار باشه. یعنی از خودش خونه داشته باشه ۲- نجیب باشه . یعنی به جیب شوهرش کار نداشته باشه
راستی این پست ادامه آپ قبلیه و یک آپ جدید محسوب نمیشه پس انتظار نداشته باشید که بیام بهتون خبر بدم به دلیل اینکه امروز یه امتحان دادم
توسط:مهدی شعبانی پور آقا با این مشخصات یه نقر سراغ دارم اونم خودم هستم! ـ ببین برادر من مثل اینکه خوب متوجه نشدی چی شد من یه ملکه میخوام که واس من ۷ تا پسر تپل مپل بیاره ولی فکر نکنم که شما دارای چنین امکاناتی باشی راستی اسم ((۷ اربابک)) رو میخوام بذارم: ۱- آقا ماشالله توسط:بامرام ای بابا بیا این شیطونکاتم جمع کن ـ ما هر روز صبحها و شب ها این شیطونکامون رو به صف میکنیم میبریمشون حموم بعد حسابی لپشونو ضدعفونی میکنیم که قابل استفاده باشن حتما" یکی قبل از شما که اومده اینارو بوسیده کله پاچه ای چیزی زده بوده دهنشم نَشُسته بوده اینارو هم حسابی چربو چیلی کرده توسط:صبح صادق ـ توسط:بهناز آخه کی به تو زن میده که تو شرط میذاری؟ ـ آخه شما که این شرایط رو ندارین برا چی میخواین از ارزش های ارباب بکاهین.هان؟ ـ توسط:دختر خاله ناناز بهناز میام یه چیز میکنم تو حلقتا میگم بزنم دهن این بهنازو چیز کنم دیووونه س ـ آره آفرین بگیر دهنشو حسابی چیز میز کن. آخه ارباب رو ضعیفه جماعت دست بلند نمیکنن توسط:امیر بخدا من پسرم !! نه بابا تو فیلا" گرمی حالیت نیست که دختری(من میدونم) سریع بیا ثبت نام کن تا وقتش تموم نشده توسط:scorpio يه سايت بهت معرفي مي كنم ـ حالا حتما" باید فحش بدی؟؟؟ میگم اگه خیلی حالت خرابه میخوای خودتو هرچی زودتر به یه تیمارستان برسون یه مدت که اونجا باشی چند تا آدم مثل خودت میبینی حالت بهتر میشه(انشاالله) منم واست دعا میکنم |
|
+ حکاکی شده
در
دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 16:7 با چنگال های تیز ارباب شیاطین |
|
|
از آنجا كه امر ازدواج يكي از مهمترين اصول اجتماعي ، همچنين تشكيل خانواده يكي از مهمترين و بنيادين ترين ساختارهاي اجتماعي ميباشد . و همانطور كه ميدانيد حضور يك پسر مجرد (عذب) در ميان جمعي براي آن جمع موجبات معصيت را فراهم ميدارد ، لذا اينجانب كه هميشه حسن نيت و صداقتم را در خدمت به رعیت های محترم و همیشه در صحنه ثابت كرده ام از همين تريبون رسمي اعلام ميكنم كه:
*.*.*من اصلا قصد ازدواج ندارم*.*.*
منتها ديگه خيلي اصرار ميكنيد و دنبال ملکه واس ارباب هستین .... چي بگم ؟ رشد قارچي آمار طلاق و رشد منفي ازدواج در جامعه ما ، همچنين عدم تناسب تعداد دختران نسبت به پسران بنده از جان گذشتگي ميكنم ، تن به ازدواج ميدهم !
در همين راستا ، از تمامي علاقه مندان به وصلت و واجدين شرايط دعوت به عمل مي آيد مشخصات خود را تا پايان وقت اداري شنبه مورخ بیست و دوم : اردیبهشت سال جاري به ایمیل دربار ارسال نمايند تا ۳۰ سال دیگه که من پول دار شدم عقد بگیریم. مهم: محدوديت سني: فقط ۱۷ تا ۲۰ سال( براي حفظ جمع محوري عزيزاني كه سنشون بالاتر هستش ميتونن به عنوان خواهر در معيت و پا در ركاب ما باشن:فرنگيا ميگن فميل فرند) حداقل مشخصات
الف) مشخصات ظاهري
- قد۱۶۵-۱۷۵
- وزن ۵۵-۶۵ بیشتر نباشه هاااا
- اندام برزيلي
- چهره متناسب و دوست داشتني
- تيپ تينيجر( آقا خودمم نميدونم چي ميشه ... فك كنم ميشه نازك و خردسال حالا مد شده مام از همونا ميخوايم )
- لباس مارك پوش حتما
- تمايل به عطر هاي زنانه ( خوشم نمياد مردونه بزنه )
- حتما دامن پوش باشه اونم بلند ( آخه شلوار برا مرده ، دامن برا زن .... خوشت مياد مردا رژ لب بزنن ؟)
- رنگ پوست يا برنزه يا سفيد، وسط نداره بگي من سبزه ام ! نه التماس نكن! سبزه هم با برنزه فرق داره منو اينجا سياه نكن .... از پشت كوه اومده باشيم از پشت سلسله جبال آلپ اومديم ...من از تو بهتر مارك لوازم آريشو بلدم ... برو خودتو سياه كن
- رنگ چشم ترجيحا رنگين ( آبي باشه بهتره ... شنیدی ميگن ... ميگن اسمش ثرياست .. چشاش همرنگ درياست )
- ابدا ، تاكيد ميكنم ابدا عينكي نباشه ! ( آقا لنزم همون عينكه ديگه منتها- اين روشه- اون توشه)
- دماغ عملي نباشه از 35 به اون ور يه مقاله خوندم افت ميكنه ، گوشتي ميشه !
- مادرش نبايد چاق باشه ( اين خيلي مربوط ميشه چون اين دسته گل به همسايه نكشيده كه ...علم جنتيك ثابت كرده به مادرش ميكشه ... پس اگه مادرش پا به سن گذاشته چاق شده ، يعني اينم پا به سن بگذاره چاق ميشه ... منم يه مردم پس فردا اين چاق ميشه من منحرف ميشم !-جامعه ما هم كه پر شده از گرگ هاي انسان نما ... شوهر داري به خدا سخته )
- استخون درشت حتما ( پس فردا ۷ تا پسرمون ميكشه به اين ديگه )
- مو حتما بلند ، اكيدا عرض ميكنم بلند ( زن بايد موش بلند باشه ، يعني چي جديدا مد شده ....
مردا زن شدن موهاشونو ميندازن گل شونشون عقب پيش پيشي ميبندن ، زنا كوتاه ميكنن آدم
ميترسه خونه راهشون بده ... فكر ميكني سرباز فراري )
- رقص عالي ( جينگيل جوات نباشه ، شب به شب قراره با ما برقصه ... منم خوش رقصم رقصم افول ميكنه )
- حتما" رنگ روشن بپوشه - صبح تا شب عزادار نباشه همش سياه ....
- ابروهاش پر باشه كه بعد از يه مدت بتونه اينو مدلشو عوض كن حوصلمون سر نره
- رويش موهاش كم باشه ( من پول ندارم هر روز بدم آرايشگاه )
- صداش نرم باشه ، چيطوري بگم ... ناز داشته باشه ... خشانت نداشته باشه ... بابا آدم ميخواد تلفني حرف بزنه سكته نكنه ! زبانم بلد نبود حتما لهجه اش رو داشته باشه
- پيشونيش بلند باشه پاهاش ( انگشتاي پاش ) قشنگ باشه كه پس فردا تابستون صندل پوشيد آدم ياد پاهاي اون يارو تو چي بود اسمش ؟ ( اين تو ارباب حلقه ها بود ... اسمش يادم رفته ) نيافته
ب) مشخصات مالي
تك دختر باشه ( حالا داشتم خواهر داشته باشه برادر نداشته باشه پس فردا ميراث خور بشه) - ترجيحا پدرش بالا 65 باشه - يا سيگاري باشه يا سابقه سكته قلبي مغزي يا هم سرطان داشته باشه - حتما متكمن باشه باباش - باباش يا ماكسيما داشته باشه يا پرادو يا رونيز سوناتا هم بود عیب نداره ... ديگه هيچي هيچي يه زانتيايي مزدايي چيزي داشته باشه پس فردا ماشين عروس آبرو ريزي نشه - موبايل 0912 ( خوب آنتن بده) گوشي حتما نوکیا - خودش حتما شاغل باشه ( بابا اين حرفاي سنتي رو كنار بذاريد ... تو هزاره سوم زن و مرد بايد دوشادوش هم كار كنن) - مهريه يك سكه بهار آزادي به نيت خودش(وای ببینید من چه خوبم!!) - جهيزيه درست حسابي بياره شامل : - مبل نشيمن - مبل پذيرايي - مبل نهار خوري - مبل آشپزخونه ( جنسش جواهر باشه - نره از مفت آباد دو تا تير تخته بياره بذاره وسط - ديپورت ميكنم با خودش همشو خونه باباش من شوخي ندارم ها ) - سرويس آشپزخونه اش قابله و .... همه تيفال - سرويس چاقو و قاشق چنگال زورينگر - يخچال حتما" سايد باي سايد ازينا كه يخ تيلينگ تيلينك تف ميكنن بيرون رنگشم استيل باشه سفيد خز شد رف پي كارش - سورخكن - تستر - ساندويچ ميكر - و وسائل برقي آشپزخونه هم يا مولينكس يا سامسونگ يا دوو ... ( برنداري چرخ گوشت و آبميوه گيري پارس خزر بياري ) - همينطور جارو برقي و ... - لوازم صوتي و تصويري كامل - سينما خانوادگي با اين تلوزيوناي فلت سامسونگ يا سوني كه مثل هيچكدام ديگر نيست - لباسشويي كنوود - اجاق گاز اگرم خارجي نمياره يا پاديسان يا سينجر ( اطلاعات تكميلي بعدا به اطلاع ميرسونيم ) - عروسي هم نيميگيريم ، من به خاطر عشق ميگم ! الان ديگه اين تشريفات و تجملات كه مايه بقاي زندگي نيست .... ميريم يه سفر با هم مشهد بر ميگرديم ميريم سر خونه زندگيمون مثل دوتا گنجيشك عاشق كيش و دوبي و تركيه و آنتاليا ... اينا آخه خوب نيست مشهد تبركه ، نيت مقدسه من به خاطر اين ميگم ج):مشخصات تحصيلي
حتما یا کنکوری باشه یا دانشجو
- دانشجوهاي محترم دانشگاه آزاد در صورتي كه تعهد كتبي ازخانوادشون داشته باشن كه شهريه دانشگاهشون تا قرون آخر پاي اوناس ميتونن ثبت نام كنن
- دانشجوهاي عزيز دانشگاه سراسري هم بايد تعهد داشته باشن كه مخارج جانبي پرداخت ميشه ( آقا زن ميگيرم صلواتي بورس تحصيلي نميديم كه )
- ترجيحا دانشجوي مهندسی يا رشته هاي مشابه فني كه پولساز باشه ... ميخوام چيكار بره دامپروري(دامپيوتر) بخونه از پس فردا بياد ور دلم بشينه !
چهار نفر به قيد قرعه به عنوان همسر ثابت و ديگر شركت كنندگان فله اي صيغه
پيش از آنكه فحش و دري وري بفرستيد شما را به خويشتن داري دعوت ميكنم و به عرض ميرسونم ( همينه كه هست ، خوشم نمیاد کسی به ارباب بد و بیراه بگه یا واسش حرف در بیاره- شما از این فرصتی که ارباب به رعیتاش دادند استفاده نكنيد، ما هم فرار مغز ها ميشيم ميزاريم ميريم از خارج متاهل ميشيما)
زود باش ثبت نام کن تا مهلت تموم نشده.
|
|
+ حکاکی شده
در
چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 23:47 با چنگال های تیز ارباب شیاطین |
|
|
Behind the crimson door Translated by The Evils Sultan
لاشه زمان خودش را با گلها و شکوفه ها پوشاند تا رایحه انتقاد و سرزنش را به سوی قبر ها بفرستد تاریکترین اندیشه ها را در آتش قرار داد و دید گنجشک هایی رو که به سوی قفس بهشتِ خدا بالا میروند ما در پشت درِ ِ خونی رنگ پنهان شدیم زمانی که تابستان توسط پاییز کشته شد و هنوز در پشت درِ ِ خونی رنگ پنهانیم و زمستان این آواز را سر داده که : "عشق تو در مرگ من خواهد بود" "عشق تو در مرگ من خواهد بود" مرگ.شراب را برای عاشقان سِِرو کرد شرابی که از دنیایست که شیاطین حکومت میکنند و فرشتگان با غم و اندوه مست کردند وقتی که شاهد چشمان بَردگانشون بودند ما در پشت درِ ِ خونی رنگ پنهان شدیم زمانی که تابستان توسط پاییز کشته شد و هنوز در پشت درِ ِ خونی رنگ پنهانیم و زمستان این آواز را سر داده که : "عشق تو در مرگ من خواهد بود" "عشق تو در مرگ من خواهد بود"
ادامه مطلب |
|
+ حکاکی شده
در
جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 11:27 با چنگال های تیز ارباب شیاطین |
|
|
سلام, خوبین؟ما تصمیم گرفته بودیم که تو این پست شعرای کسانی که میاند واس ما شعر میگند(یعنی شاعر اول دربار و آقا مهدی شعبانی پور)رو بذاریم
ولی هرچی ازشون خواهش کردیم که اجازه بدند شعرشونو بذاریم تو دربار, قبول نکردند و هیچ کدومشون زیر بار نرفتند ما هم چون تصمیم راسخ گرفته بودیم که پست رو حتما" بیرون بدیم و نمیخواستیم که بازدیدکنندگان دربار شیاطین با پست خالی مواجه بشند تصمیم گرفتیم که خودمون رو مورد لطف قرار بدیم و خودمون در مدح خودمون شعری بسُراییم
دربار همیشه بهار اِی که جز تو کَس نباشد ارباب لشگر و قدرت تو باشد ناب ناب اسب و تخت و تاج و کلبه و انباری شاعرو شیطونکو شیطان اعظم داری
ای همه شیطونک ها قربان تو کیست بی اذن, داخلِِِِِِِِِ دربار تو ؟ به هرجا که خواهی, روی در ۱ثانیه کیست طی العرض کند مانند تو
ای که آوازه اربابیت پیچیده اربابی با این تاج و تخت کی دیده؟ هر که وارد شود در این قصر عظیم مطمئن باش که زانو زنَد چون ترسیده
ای که شیطونکا نباشند در تنهاییَت کَس نبُوَد در منزلت و شأنِ اربابیَت ای که بسته حسابداریو بخشندگیت از گنج قارون بیشتر است داراییَت
ای که راز و سرِ تو بنهفته است تا ابد سلطانی و اربابیت پیوسته است این کچل خوشبخت شد با اینکه فقط سحری از افسون تو دانسته است
|
|
+ حکاکی شده
در
یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 21:32 با چنگال های تیز ارباب شیاطین |
|
|
آدرس دربار شیاطین
صندوق پستی دربار انباری دربار |
| The Lord Of The Evils |
|
| پیوندهای دربار |
|
مـــــدیــنــه النــبــی ایده های کوچک من مصباح الهدایه چهل چراغ H I M آقای شاهد بقیه پیوندها |
| موضوعات مطالب |
|
طنز عکس دانلود موزیک مطالب جالب نظرات هیم شب شعر دربار داستان های دربار یادداشت های اربابی از خارج دربار مذهبی |