تبليغاتX
๑۩۞ ارباب شیاطین ۞۩๑

              

یه شعر برات سرودم تا دپریسییتت خوب شه!
اربابی جون کجایی؟
آیا چرا چناری؟
هیکل نگو - مناری!
بسیار زرد و زاری
رفتی به پشت گاری
تا که بشی فراری
اما سر دیواری
گیر کردی به خار داری (همون سیم خاردار)
گفتی : " مگه داری کرم !
ای خاردار دیواری؟!"
خاردار بگفتا : " آری!
ای ارباب فراری!
تا نگیری سواری
تو دیگه از دیواری
کردم تنبانکت ( همون شلوارک) را
پاره و بدقواری! ( همون بدقواره ! )
+ حکاکی شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 23:51  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
سلام سلام اربابک/ چطوری با ربابک
جدی شدی لاغرک؟ / انقد نزن پرپرک
کمی بخور کبابک / تا که بشی تو چاقک
+ حکاکی شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 13:10  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
بسی خندیدیم در این دربار
که هست مانند بهشت پروردگار
+ حکاکی شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 3:55  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
همه برات شعر میگن!
منم برات چرت میگم!
اربابی هستی شیطون!
هستی عزیز این و اون!
دارن برات جک میگن!
حرفاشونو رک میگن!
ارباب به دل نگیر تو!
همه میگن فقط تو!
ارباب داره یه جنبه!
اندازه یک کوه پنبه!
وقتی فشردش کنی!
سخت میشه بازش کنی(این دو بیت برای جنبه ات بود که مثل کوه بود و منظورم این بود که اگه هم از کسی ناراحت بشی دیگه به این راحتیا ازش راضی میشی!)
ارباب گریه نکن تو اینجا!
میخندن به تو بچه ها!
آقای شاهدم برات شعر میگه!
گریه نکن اربابی بس دیگه!
ببین همه چقدر تورو دوست دارن!
توی نظراشون چقدر بوس میذارن!
+ حکاکی شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 3:45  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
 

 صدای نفسهایت را از فاصله های دور میشنوم

نوازشهایت را بسیار نزدیک و واقعی حس میکنم

در حالی که میدانم کلیسای من از طلا و نقره ساخته نشده

و دروغ های فخر امیزش فراتر از تصمیمات و افکار ارواح است

ولی فرمانهای خداییش از دلداری و محبت است

تو میدانی که رویای مقدسمون از بین نخواهد رفت

ولی جایگاهش بسیار سست است

نشانه مقدسعشق.این نشانه گرم حقیقت داره

این نشانه مقدس تو هستی

 

صدای گریه هایت را از فاصله های دور میشنوم

مزه اشک هایت را میچشم گویا تو بسیار نزدیک من هستی

در حالی که میدونم پرستش های اندک من برای شفاعت کافی نیست

آه.این زخم های قدیمی بسیار عظیم و عمیق هستند

و این افشای حقیقت از نفرت و ترس است

تو میدانی که رویای مقدسمون از بین نخواهد رفت

ولی جایگاهش بسیار سست است

نشانه مقدسعشق.این نشانه گرم حقیقت داره

این نشانه مقدس تو هستی

                               

 The Sacrament

+ حکاکی شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 18:43  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
 ارباب شیاطین هر روزه در دربار شیاطین برای امرار معاش وسرگرمی به کارا مختلفی میپردازند

یکی از این کارا هیزم شکنی است!!!

امروز میخوام یه ماجرایی رو که چند روز قبل برای اربابی اتفاق افتاد رو براتون بگم

خوب گوش کنید!!

واما ماجرا:::

 وقتي که ارباب شیاطین مشغول قطع کردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود ،
تبرش افتاد تو رودخونه و بعد شروع کرد به گریه کردن.وقتي در حال گريه کردن بود شیطان اعظم اومد و ازش پرسيد:چرا گريه ميكني؟


ارباب شیاطین گفت که تبرم توي رودخونه افتاده. شیطان اعظم رفت و با يه تبر طلايي برگشت. " آيا اين تبر توست؟ اربابی جواب داد: " نه".
شیطان اعظم دوباره به زير آب رفت و اين بار با يه تبر نقره اي برگشت و پرسيد که آيا اين تبر توست؟ دوباره، اربابی جواب داد : نه.
شیطان اعظم باز هم به زير آب رفت و اين بار با يه تبر آهني برگشت و پرسيد آيا اين تبر توست؟
اربابی جواب داد: آره. شیطان اعظم از صداقت ارباب شیاطین خوشحال شد و هر سه تبر را به او داد و ارباب خوشحال روانه فصرش شد.

يه روز وقتي که ارباب شیاطین داشت با ملکه کنار رودخونه راه مي رفت ملکه افتاد توي آب.ارباب شیاطین داشت گريه مي کرد که شیطان اعظم باز هم اومد و پرسيد: که چرا گريه مي کني؟
ارباب گفت:" اوه شیطان اعظم، ملکه افتاده توي آب "
شیطان اعظم رفت زير آب و با جنيفر لوپز برگشت و پرسيد : ملکه اينه؟
ارباب شیاطین فرياد زد: " آره "
شیطان اعظم عصباني شد و گفت: " تو تقلب کردي، اين نامرديه ".
اربابی جواب داد : اوه، شیطان اعظم من... منو ببخش. سوء تفاهم شده. ميدووني، اگه به جنيفر لوپز
" نه" ميگفتم تو ميرفتي و با آنجلینا جولی مي اومدي. و باز هم اگه به آنجلینا جولی هم "نه" ميگفتم تو ميرفتي و با ملکه مي اومدي و من هم ميگفتم" آره" . اونوقت تو هر سه تا رو به من مي دادي. اما شیطان اعظم، من يه ارباب فقيرم و توانايي نگهداري سه تا ملکه رو ندارم، و به همين دليل بود که اين بار گفتم آره.

نکته اخلاقي اين داستان اينه که هر وقت ارباب شیاطین دروغ ميگه به خاطر يه دليل شرافتمندانه و منطقيه نه از روی هوسبازی !!!

+ حکاکی شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 20:49  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
خوشا به حالت ....ای اربابی....چه شاد و خرم....چه با صفایی
در یونی ما....تازه شروع شد.....این امتحانا....ای وای بر ما
+ حکاکی شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 3:41  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
سرتو بالا کن اربابی
وبلاگ و نیگا کن اربابی
دربارمون قشنگه
اربابی مثه فشنگه
+ حکاکی شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 3:40  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
باز می ایم سراغ اربابی
یالا بیدار شو چرا هنوز خوابی
اومدم بهت بگم که خب بدون
یه شاعر اضافه شد قدرشو بدون
باید ارباب شیطوناتو جادو کنی
واسه اون اب و جارو بکنی
باید اونو شام تو دعوت بکنی
واسش همه کار تا سر حد بکنی
شیطونکهات همه رو به صف بکن
به اونا یه کمی امرو نهی بکن
بگو تا درست سر جاشون باشند
واسه اون از دل و جون کار بکنند
این منم شاعر سوم شما
شعر ما رو میخرند حتی اونا
ولی نه انگار تو شاعر نمیخوای
هر کی چرت و پرت بگه اونو میخوای
خوب منم چرند پرند در میارم
بعدشم اسم اونوشعر میزارم
برو افتخار بکن به شاعرات
واسشون بزار یه وقت توی کارات
بیا تو فدر این اشعارو بدون
دو سه باری از روشون یالا بخون
که اگر قدر ندونی اون میپره
دیگه از دربار تو شاعر میره
چند باری بخون تا از بر بشی شون
بتونی به همه بدی اونو نشون

+ حکاکی شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 3:36  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
اربابی دلم کبابه
واسه ی لحظه ی دیدار قدری میکبابه
اربابی کجای ببینی همه بیوفایی مشق میکنن
کجاست اون مهدی کجاست اون شعرا
کجاست شیوا جون چی شد اون شعرا
منم که هستم فقط خاطرهامه
شدم یه مرده اما یه زنده



عجب شعر مسخره ی
+ حکاکی شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 3:33  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
 
آدرس دربار شیاطین
صندوق پستی دربار
انباری دربار
The Lord Of The Evils

پیوندهای دربار
مـــــدیــنــه النــبــی
ایده های کوچک من
مصباح الهدایه
چهل چراغ
H I M
آقای شاهد
بقیه پیوندها
مطالبی که به انباری رفتند
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
موضوعات مطالب
طنز
عکس
دانلود موزیک
مطالب جالب
نظرات
هیم
شب شعر دربار
داستان های دربار
یادداشت های اربابی از خارج دربار
مذهبی
کلبه های رعیت ها
๑___ جیره و مواجب بگیران___ ๑
صبح صادق۞مشاور اعظم ۞
شعري براي تو ۞ شاعر اول ۞
عشق من خدا ۞شاعر دوم۞
Ħ.Ξ.Я ۞خواننده دربار۞
T.N.T ۞بلای دربار۞
ذهن معتاد۞نوه جون-اربابک ۞
ماهــی۞اولین عروس دربار۞
V.D ۞عروس دوم+اهنگساز ۞
_________________________
๑--------سایر رعیت ها----------๑
مرجان
عــشق اسکلتـی
رنگارنگ
رنـگ زرد پــایـیـــز
عاشـق باش
شب های روشن
ونــــوس
کالســــکه ســوار
غـرغـرهـای نـن جون+ ز
نســا
مــتــال بـرای هـمـه
سـودا شــاه
شهـر شعـرا
تنهایی
جوانی
ســــرگـردان
دخی خـاله
قــــلـــــــب مــقـدس
عشـق مشـــكوك
چشمک * سـتاره
خاطره
پسران کله شق مدرسه
صدا کن مرا.صدای توخوب است