تبليغاتX
๑۩۞ ارباب شیاطین ۞۩๑

              

Falehafez - فال حافظ

بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی
خوش باش زان که نبود این حسن را زوالی

در وهم می نگنجد کاندر تصور عقل
آید به هیچ معنی زین خوبتر مثالی

شد حظّ عمر حاصل گر زانکه با تو ما را
هرگز به عمر روزی روزی شود وصالی

آن دم که با تو باشم یک سال هست روزی
وان دم که بی تو باشم یک لحظه هست سالی

چون من خیال رویت جانا به خواب بینم
کز خواب می نبیند چشمم بجز خیالی

رحم آر بر دل من کز مهر روی خوبت
شد شخص ناتوانم باریک چون هلالی

حافظ مکن شکایت گر وصل دوست خواهی
زین بیشتر بباید بر هجرت احتمالی



+ حکاکی شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 12:15  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
اخ که این همه شعر گفتیم و پول شعرامون رو هم ندادن و انداختنمون بیرون!
دنیا دیگه وفا نداره(منظور فیلم وفا نیستا)
نداره و نمیتونه بیاره!
اربابا همه دنیال رعیت میگردن!
پول نمیدن و فکر میکنن که مردن!(جسارت نباشه ها)
(از اینجا به بعدش به سبک رپ خونده بشه .البته تا حالا من رپ گوش ندادم)
اربابی داریم به نام مجید!
یهو دیدی از جلو چشات پرید!
اربابی این روزا هست خیلی گرفتار!
کلاغ دربار صدا میده و میگه قار قاز
مگه ما پول داریم واسه شما شاعرا!
توقع دارن بزنیم شعرا رو بالا دربارا!
شعراتون همش الکی و سر زبونی!
میای با پر رویی واسه ما هم میخونی؟
اربابییییییییی اربابی
اربابیییییییییی اربایی
کجایییییییییی کجیایی
کجایییییییییی کجایی!
دل ما بازم برات تنک شده!
فکر کردی دلای ما از سنگ شده؟
دل سنگی فقط مال تو هست!
ازیت کردن رعیتا فقط کار تو هست!
اربابییییییییی اربابی
اربابییییییییی اربابی
کجایییییییییی کجایی؟
کجایییییییییی کجایی؟
حال کن!
ما با خواننده های دربار هم هماهنگی داریم!
بهشون میگیم که سبک هر شعر چطوره و چه طور اجرا کنن!
اما خدایی پول شعرامون رو ندادیا!
+ حکاکی شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 14:38  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
اربابی رفته به مکه با بازگشت اصغر میاد بخونه
اربابی سوغاتیات کووو ماهمه چشم به راهیم
اربابی نظر به ما کن کمی اونور اونور رو نگاه کن
اربابی منو که دیدی یه دعای خوب واسم کن
اربابی بامرامی قد یه اسمونه دریا

وب سایت

+ حکاکی شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 14:35  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
فقط جهت خوشحالی دل اربابی بوده
و هیچ ارزش دیگری ندارد.
حالا همه با هم یک صدا
فریاد می زنیم:
اربابی دوست داریم
اربابی دوست داریم
اربابی غم نخوری
بپا زمین نخوری
اربابی تنها نمون
بیا و با ما بمون
اربابی دوست داریم
ما فقط تو رو داریم
حالا اخماتو وا کن
اینجا رو نگاه بکن
همه ی مردم نت
اومدن به دربارت
اربابی خنده بکن
غصه رو رها بکن
+ حکاکی شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 17:44  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
اینم یه شعر که یکم حالت سر جاش بیاد!
سلام من به تو ارباب قدیمی
منم همون شاعر دربار قدیمی
هنوز همون چرت و پرت گوی تو هستم!
بازم از بوی خوش دربارت مست مستم!
همه شاعرات گیچ و ملنگن!
تو قصه ها میگن اربابا مثل پلنگن!
اگه شعر نمیگم عمر تو باقی!
که اعتبار دربار تویی تو اربابی!
ازعشق و عاشقی بدش میاد این اربابی!
هرکی حرف بزنه کاری میکنه که تو خودش کنه خرابی!
اگه دربارش امروز
شده خونه دلسوز!
واسه اینه که پاکه!
هرجا باشه مثل خاکه(قابل توجه افرادی که قصد خراب کردن شاعر دربار رو دارن :منظور خاکی بودن ارباب هست)!
امیدوارم که خوشت بیاد!
اما اگه هم نیاد بهت حق میدم!

+ حکاکی شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 17:41  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
اینم یه شعر برای رحمت خان از شاعر اول:

عفت خانم ناز دله

عفت خانم دل میبره

عفت خانم دختر شده

عفت خانم ضایع شده

عفت خانم خان شده

از غصه بیدار شده

+ حکاکی شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 10:25  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
یه شعر برات سرودم تا دپریسییتت خوب شه!
اربابی جون کجایی؟
آیا چرا چناری؟
هیکل نگو - مناری!
بسیار زرد و زاری
رفتی به پشت گاری
تا که بشی فراری
اما سر دیواری
گیر کردی به خار داری (همون سیم خاردار)
گفتی : " مگه داری کرم !
ای خاردار دیواری؟!"
خاردار بگفتا : " آری!
ای ارباب فراری!
تا نگیری سواری
تو دیگه از دیواری
کردم تنبانکت ( همون شلوارک) را
پاره و بدقواری! ( همون بدقواره ! )
+ حکاکی شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 23:51  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
سلام سلام اربابک/ چطوری با ربابک
جدی شدی لاغرک؟ / انقد نزن پرپرک
کمی بخور کبابک / تا که بشی تو چاقک
+ حکاکی شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 13:10  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
بسی خندیدیم در این دربار
که هست مانند بهشت پروردگار
+ حکاکی شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 3:55  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
همه برات شعر میگن!
منم برات چرت میگم!
اربابی هستی شیطون!
هستی عزیز این و اون!
دارن برات جک میگن!
حرفاشونو رک میگن!
ارباب به دل نگیر تو!
همه میگن فقط تو!
ارباب داره یه جنبه!
اندازه یک کوه پنبه!
وقتی فشردش کنی!
سخت میشه بازش کنی(این دو بیت برای جنبه ات بود که مثل کوه بود و منظورم این بود که اگه هم از کسی ناراحت بشی دیگه به این راحتیا ازش راضی میشی!)
ارباب گریه نکن تو اینجا!
میخندن به تو بچه ها!
آقای شاهدم برات شعر میگه!
گریه نکن اربابی بس دیگه!
ببین همه چقدر تورو دوست دارن!
توی نظراشون چقدر بوس میذارن!
+ حکاکی شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 3:45  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
خوشا به حالت ....ای اربابی....چه شاد و خرم....چه با صفایی
در یونی ما....تازه شروع شد.....این امتحانا....ای وای بر ما
+ حکاکی شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 3:41  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
سرتو بالا کن اربابی
وبلاگ و نیگا کن اربابی
دربارمون قشنگه
اربابی مثه فشنگه
+ حکاکی شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 3:40  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
باز می ایم سراغ اربابی
یالا بیدار شو چرا هنوز خوابی
اومدم بهت بگم که خب بدون
یه شاعر اضافه شد قدرشو بدون
باید ارباب شیطوناتو جادو کنی
واسه اون اب و جارو بکنی
باید اونو شام تو دعوت بکنی
واسش همه کار تا سر حد بکنی
شیطونکهات همه رو به صف بکن
به اونا یه کمی امرو نهی بکن
بگو تا درست سر جاشون باشند
واسه اون از دل و جون کار بکنند
این منم شاعر سوم شما
شعر ما رو میخرند حتی اونا
ولی نه انگار تو شاعر نمیخوای
هر کی چرت و پرت بگه اونو میخوای
خوب منم چرند پرند در میارم
بعدشم اسم اونوشعر میزارم
برو افتخار بکن به شاعرات
واسشون بزار یه وقت توی کارات
بیا تو فدر این اشعارو بدون
دو سه باری از روشون یالا بخون
که اگر قدر ندونی اون میپره
دیگه از دربار تو شاعر میره
چند باری بخون تا از بر بشی شون
بتونی به همه بدی اونو نشون

+ حکاکی شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 3:36  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
اربابی دلم کبابه
واسه ی لحظه ی دیدار قدری میکبابه
اربابی کجای ببینی همه بیوفایی مشق میکنن
کجاست اون مهدی کجاست اون شعرا
کجاست شیوا جون چی شد اون شعرا
منم که هستم فقط خاطرهامه
شدم یه مرده اما یه زنده



عجب شعر مسخره ی
+ حکاکی شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 3:33  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
سلام

آپ امروزم یه شعره از یکی از رعیت های شاعر که تا کنون شعرای زیادی واس ارباب سروده

با تشکر فراوان از ایشون لازمه که عرض کنم این شعر در چند جا مورد داشت و چون دربار ما هم یه دربار کاملا" آزاده و نمیخواستیم قسمت هایی از این شعر رو سانسور کنیم تصمیم گرفتیم که برای شفاف سازی یه توضیحاتی جلوی هر مصرعی که مشکل داره بدم

شعر آق مهدی شعبانی پور:                                      توضیحات ارباب:

ارباب ما از همتون بهتره!                  ۱. چون هر شعری اسم داره واسش اسم انتخابیدم!

ارباب ما دنبال زن میگرده!    ۲. ee من کی دنبال زن گشتم؟باید میگفتی زنا دنبال ارباب میگردن


با این کارش دهن ما رو پیدا کرده!


ارباب ما یه زن میخواد ماه باشه!         3. حالا اگه از یکی هم بیشتر بود اکشال نداره!!


قدش نه خیلی بلند ونه کوتاه باشه!


ارباب ما یک زن خوشگل میخواد!          ۴. به توضیحات شماره 2 مراجعه شود


میخواد براش کلی قر و فر بیاد!             ۵. 


بهش بگه که تو ملکه من هستی!


اگه با کس دیگه دیدمت خیلی پستی!    


حالا هم هر دختری که خوشکل باشه!    


پذیرشش باید خیلی مشکل باشه!   


آخه اربابی تو انتخاب شرطایی گذاشته!


که هر که اون جور باشه بهش میگن فرشته! ۶. البته فرشته در اینجا استعاره از ملکه میباشد

 ارباب ما دنبال یه دختری میگرده!               ۷. به توضیحات شماره های ۲ و ۳ مراجعه شود!!


که ارث پدریش همه رو دیوونه کرده!


اون دختره باید تحمل کنه


7تا پسر رو کاکل کنه


اون دختره نباید داشته باشه برادر


شاید قبول کنه ازش یه خواهر!


اربابی با اون همه پولداریش       ۸.نگو بابا الان همه میریزن اینجا(ما ملکه حریص نمیخوایم)


میگیره یه عروسی توی اتریش          ۹. من از اونجا خوشم نمیاد


اما میگه که از اونجا خوشش نمیاد!


عروس رو مشهد میبره و میاد!            ۱۰.


زندگیشون میشه یه در از بهشت!


حالا ببینم کی اومد اسم نوشت؟


هرکی که نیومده حتما یه خره!           

      
ارباب ما از همتون بهتره!           

وبلاگ ایشون!!

ایول خیلی شعر قشنگی بود مخصوصا" مصرع های آخرش

ولی فکر نکنید که ما به شاعرای دربارمون میسپاریم که واس ما شعر بگندا

اینا حرکت های خود جوشه!!!!

البته آق مهدی چشم شاعر اول دربار رو دور دیده که اینجوری ترانه سرایی میکنه

حتما" اگه شاعرمون از سفر حج برگرده حسابی ایشونو با نوازشای مخصوصش مورد لطف قرار میده و  تک تک موهاشو میکَنه!!

توضیحات:

ـ این خواننده دربار چیکار میکنه؟این شعرا رو بخون دیگه!!!

ـ اونایی که میخوان در شب شعر دربار شرکت کنند جا نمونند.ارباب از شاعرای دربار حمایت میکنند

ـ اینجا جا داره که یاد آوری کنم که اولین کسی که راجع به ارباب و ملکه شعر سرود سرکار صبح صادق بودند شعر ایشون رو هم میذارم تو ادامه مطلب.حتما" بخونیدش اون شعر هم خیلی قشنگه.

کلا" ارباب شاعرای توانمندی داره


ادامه مطلب
+ حکاکی شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 20:6  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
 سلام, خوبین؟ما تصمیم گرفته بودیم که تو این پست شعرای کسانی که میاند واس ما شعر میگند(یعنی شاعر اول دربار و آقا مهدی شعبانی پور)رو بذاریم

ولی هرچی ازشون خواهش کردیم که اجازه بدند شعرشونو بذاریم تو دربار قبول نکردند و هیچ کدومشون زیر بار نرفتند

ما هم چون تصمیم راسخ گرفته بودیم که پست رو حتما" بیرون بدیم و نمیخواستیم که بازدیدکنندگان دربار شیاطین با پست خالی مواجه بشند تصمیم گرفتیم که خودمون رو مورد لطف قرار بدیم و خودمون در مدح خودمون شعری بسُراییم (لطفا" تندتند نخونیدش برای سهولت خودتون رو با آهنگ مخصوص دربار که در حال پخشه تطبیق بدین و بخونین):

 

دربار همیشه بهار

اِی که  جز تو  کَس نباشد ارباب          لشگر و قدرت تو باشد  ناب ناب 

اسب و تخت و تاج و کلبه و انباری      شاعرو شیطونکو شیطان اعظم داری             

 

ای  همه  شیطونک ها  قربان  تو          کیست بی اذن, داخلِِِِِِِِِ دربار تو ؟     

به هرجا که خواهی, روی در ۱ثانیه        کیست طی العرض کند مانند تو

 

ای که آوازه اربابیت  پیچیده               اربابی با این تاج و تخت کی دیده؟

هر که وارد شود در این قصر عظیم      مطمئن باش که زانو زنَد چون ترسیده

 

 ای که شیطونکا نباشند در تنهاییَت          کَس  نبُوَد در منزلت و شأنِ  اربابیَت

ای که بسته حسابداریو بخشندگیت         از گنج قارون  بیشتر است  داراییَت

 

 ای  که  راز و سرِ  تو بنهفته است           تا ابد سلطانی و اربابیت پیوسته است  

این کچل خوشبخت شد با اینکه فقط         سحری از  افسون تو  دانسته  است

 

+ حکاکی شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 21:32  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
اربابی بد بخت شده !
چشاش چه بی رنگ شده !
اربابی زن دار شده !
زندار بی زن شده!
 وب سایت  
+ حکاکی شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 7:59  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
این آقا مجید اربابه!
جنسش از اون جنسای نابه!
هرگز دروغ نگفته!
بعضی وقتا هم که گفته!
میخواسته اتفاق بد نیافته!
ارباب ما کم پوله!
داره یه ملکه روی کوله(به علت کم آوردن قافیه باید اینجوری نوشته شود)
ارباب ما ملکش رو دوست داره!
هفتا تا بچه ازش میخواد بیچاره!
خیلیا میخوان خودشون جای ملکه قالب کنند!
اما باید این فکر رو از سرشون فارغ کنند!
ارباب ما هست خیلی باهوش!
اصلا کاری هم نداره با گوش(قابل توجه مینا خانوم)
بعضیا میخوان خودشوت لوس کنن!
میان شیطونکا رو بوس میکنن(اینم برای اولین نظرت)
ما که این همه شعر گفتیم نشدیم عزیز!
باید از دست مجازاتش گریخت!
حالا پولمون رو که نمیده به کنار!
تازه به ما میگه برو یه کاسه ماست بیار!
اربابی ما هست خیلی شیطون!
شیطون اعظم از دستش هست حیرون!
اربابی میگم به این رفیقات بگو ناراحت نشنا!
فقط برای مزاح هست!
+ حکاکی شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 7:54  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
اربابی موهات دارن سپید میشن!
چشات دارن کور میشن!
ملکه دیگه میخواد چکار دیگه؟
میگن که ازجونت گذشتی !
میخوای بری تو اشپزی مدرکه لیسانس بگیری!
زن میخوای باشه خودم برات جور میکن!
اما واقعا کسی زنه یه شیطون میشه
نه بابا اینجا دربارست هزارتا ارزو!
ارزو هم بر پیران عیب نیست
+ حکاکی شده در  سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 11:28  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
ای اربابی دلمونو بریدی
کجا بریدی کجا بریدی
بریدی پیش شیطونکا
گفتی بهم شیطونکا
یه خورده کم فاز میزنن
یه خورده بی فاز میزنن
حالا که اربابی شدم
حالا که مهندس میکانی شدم
دستامو بالا میکشم
دستی به دربار میکشم
+ حکاکی شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 22:3  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 

ارباب شیطون بلا         نشست رو تخت اون بالا

به همه میگه اربابه       خودش میدونه تو خوابه!

ارباب بی نشونی !               مال کدوم زمونی؟

اربابا دیگه رفتند                    رفتن و اینو گفتن

خدا حافظ رعیتا                  تموم شد اون زحمتا

دنیا دیگه راحته               ارباب چه ناراحته!!!!

 

+ حکاکی شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 22:2  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
عجب درباری شده !
اربابی شاعر شده !
مهدی جون سبز فروش شده !
ابجی شیوا بیکارشده رفته شاعر شده!
زینبو بگو مخ تعطیل شده !
جیباروببین واسه پول دلشون تنگ شده !
اخه زینبو ببین واسه شعراش بی پول شده !
+ حکاکی شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 22:1  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
حالا گوش وکن
دربار و شیطونک های قلابیش اگه می خوای رعیت بشی بیا پیش
در بار اون بی ملکست خدایا بگو کجا بریم به خاستگاریش
باید که لایق باشه اون تا که ما واسش بریم جلو خونه ی داییش
دایی حالا این جا چه ربطی داره ما هم نمی دونیم والا خداییش
از حالا من دارم بهت میگم که مواظب باش تنها یه وقت نذاریش
مواظب باش شیطونکای دربار با حرفاشون یه وقت نزنن به اون نیش
گفتی باید داشته باشه یه ردی از مهرای ار بابا رو پیشا نیش
والا تو که سنت به دایناسور هاست لاقل بگو اونو چه سن می خواهیش
راستی بگو چه شکلی باشه تا من بپرسم که قشنگه اون از ابجیش
ارباب بگو چقدر می خوای بنازی برای اون تا که بشی هواییش
حالا بگو چقدر میدی مهریه بیا جلو مایه بزار تو از خویش
اگه الان دربارتون بی پوله طوری که نیست گرو بزارواسش ریش
هر چند که فکر کنم اونم نداری لاقل خودت بیا بزار یه پا پیش
آره باید براش کنار بزاری یه قسمتی از دربارو پیشاپیش
حالا که اینو گفتم شدی ساکت! از حرف من دلخور شدی کم و بیش؟
دیگه داره حوصله ام سر میره بگو یه چیز اصن اونو میخواهیش
برو بابا تو که دیگه حال نداری ملکه رو واس چه کار دیگه میخواهیش
اصن همون بهتر که باشی تنها با اون شیطونکای 666
 اگه می خوای خوشبخت شی اینقدر دل شیوا جونو نکن ریش


خوننده گرامی به علت اینکه ارباب به کلمه قلابی و از این حرفا سادیسم داره و ممکنه بعدا واسم عواقب بدی داشته باشه لطفا در مصراع اول به جای کلمه< قلابیش> از کلمه <حسابیش> استفاده کن بلکه ارباب از من بگذره با تشکر قابلی نداشت وشه 100 تومن (100000)

+ حکاکی شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 22:0  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 

چهارشنبه 5 اردیبهشت1386 ساعت: 10:0


اربابی هستی ببینی !

که چشام تار شده !

واسه دلتنگ شدنته قده مهتابه شده !

اربابی هستی ببینی !

که دلم تنگ شده !

واسه دیدار دوباره یه کمی الک زده !

اربابی هستی ببینی !

حسودا زیاد شدن !

همشون توی دربار دارن زیراب میزنن!

اربابی هستی ببینی !

که یه روز شاعر بودم !

قده یه اسمونه دریا برات شاد بودم !

اربابی هستی ببینی !

توی دربار حرف از ماشین زدن!

اربابی کجای ببینی !

همه دلسوز شدن !

اربابی کجای ببینی !

یکی شاعر شده !

اون یکی رفته توفازشه یه کمی مست شده !

اربابی کجای ببینی !

همه شاعر شدن !

اربابی کجای ببینی !

یکی از کلبه میگه!

اون یکی از شیطونک میگه !

اون یکی حسابه جاری میکشه !

خلاصه اربابی فضا فضایه ساده نیست!

انگار برایه شعر گفتن هوا یه کم اماده نیست!

مجید جو گیر شدم چه شعری گفتم دیدیم داداش مهدی گفته بخدا همین جوری هرچی به زبونم اومد نوشتم اگه جایش غلط داشت ببخش.
+ حکاکی شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 22:0  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
اینو بدون که کسی که خودش رو بالا میگیره ،مثل یه طبل میمونه که خیلی بزرگه،اما توش خالیه که فقط صدایی داره اما تاثیری نداره!
حالا دیگه این بحثا رو بذار کنار!
ناسلامتی من و تو دوستیم!
رفیق من ارباب خوب قصه!
بیا دلم شد قد یه پسته!
هیچکی نمی فهمه چه دردی دارم!
چهره ی ارباب رو دوست میدارم!
مجنونم و دل زده از شیطونکها!
خیلی دلم گرفته ااز رعیتها!
نمونده از شاعریام نشونی!
پیر شدم تو خودت خوب میدونی!
تنها تویی ارباب بی غرور!
با اون شیطونکهای بی شعور!
توی دربارت فرشته نیست!
از ترس میشه شلوارا خیست!
اگرچه هیچکس نیومد سری به دربارت نزد!
اما تو هم ارباب باش!طاقت بیار و مرد باش!
صدای سازت همه جا پر شده!
هرکی شنیده پاشده ،اومده!
اما خودت پرشدی از سیاهی!
هیچی ازت نمونده جز اربابی!
اربابی که با رعیتاش مهربونه!
توی دنیا هست این ارباب نمونه!
دیگه بسته!
+ حکاکی شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 21:59  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 

پنجشنبه 30 فروردین1386 ساعت: 10:6
سلام .گفتم بیام نگن چه بی وفاست

خوب اومدم ................................

میدونم خوبی بازم خدا روشکر .............. به من سرنمیزنی خوشحالییییییییییی؟؟؟؟

مرا بر ململ چشمانت بیاویز که من قندیل معبدهای دردم.

اینم مال ارباب از طرفه شاعر دل شکسته



ارباب که نیستی تا ببینی گریه های هرشب من

بی وجود اربابیه تو چه عجیبه گریه کردن

ارباب که نیستی تا ببینی آسمون شکسته

جاده تا صبح قیامت من واین پاهای خسته


+ حکاکی شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 21:58  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
پنجشنبه 30 فروردین1386 ساعت: 14:8
میگم انگار این آبجی زینب دوست داره با ما مسابقه بده!
هرچند ما میباخیم ،اما از مسابقه کنار نمی کشیم!
اربابی هست و دربار گلش!
اربابی هست و این شیطونک های خلش!
اربابی میگی و اربابی میشنوی!
با دیدن دربار هوش را از یاد میبری!
ارباب اعظمش هست آقا مجید!
ما که دیدیم و عقل از سرمون پرید!
این ارباب داره یه عالمه رعیت!
تو وبلاگش فحش نده بی تربیت!
حالا هرچند زینب خانومی به قشنگی شعر شما نمیشه،ولی برای
خداییش ما پیشنهادهای سنگین بهمون شد ولی گفتیم هیجا مثل اینجا صفا و صمیمیت نداره ،ارباب به این خوبی نداره و نمیتونه بیاره!
+ حکاکی شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 21:57  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 

شنبه 1 اردیبهشت1386 ساعت: 13:19
سلام اربابی!
میگم بازم حال و هوای شاعری زد به سرم!
ولی بهآبجی زینب بگو که ما خیلی کوچکتر از این حرفاییم که بخوایم جای شما رو بگیریم.!
به قول معرو ما کتکخور فیلمیس هستیم که شما نقش اولشو بازی میکنیین!
در آن زمانه های دور!
دیدم اربابی به بزرگی نور!
رفتم پیش او بازحمت و به زور!
گفتم که ای ارباب کچل و کور(چون قافیه کم آوردم مجبور شدم بهت فحش بدم)
لطف و کرمت را شامل ما بکن!
پول شعرهایمان را نزد ما رها بکن!
گفت که اگر ندهم چه میکنی!؟؟
گفتم هیچ،تو از خاندان رستمی!
چون از من خوشش آمده بود!
رها کرد پولهایش نزد ما زود،زود!
گفتم که به راستی هستی تو ارباب مجید!
نداری در سر هیچ فکر پلید!
سپس نصف پولش را برداشتم!
نصق دیگرش را روی اسب او گذاشتم!(حالا خودت میتونی هرجا که خواستی 3سوت بری،مالتو چه طور میبری)
گفتم که ای ارباب ،برو به دربار!
وبرای من یک کاسه ماست بیار!
گفت که تو از من فقط این را میخواهی؟
گفتم که فدایت بشوم الهی!
این کاسه ماست دارد ارزش بسیار!
که ما نمکگیر شدیم از قرار!
برای تو گوییم شعرهای فراوان!
مهر تو هرگز نرود از یادمان!
شعر رو حال کردی!
بابا کمکم یه دیوان میدم بیرون به اسم شعرهایی در محضر ارباب!
البته اربابی به زینب خانومی بگو که ما خیلی کوچکیم،ولی تا اینجا توی مسابقه ما بردیم!
+ حکاکی شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 21:56  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 


شنبه 1 اردیبهشت1386 ساعت: 20:15

وای این اقا مهدی منو کشته چه شعرای میگه ای ول خوشم اومد افرین خدایش بامزه بوداااااااااااااا

اق مهدیه سبزیه فروش سبزیتو جای دیگه بفروش !

بابا دربار میگن جای دلای عاشق نه جای سبزی قورمه!

اق مهدیه سبزیه فروش تموم شده سبزیاتون!

ارباب حسابش بسته شد!

اق مهدیه سبزی فروش سبزیتو برداررو ببر!

انگار خریدار نداره !

مجید بخدا ازخنده ترکیدم چی گفتم اگه بفهمه بهش گفتم سبزی فروش کلمو میکنه
 
+ حکاکی شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 21:55  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
اومدم به کلبتون انگاری شیطونکا هوای رفتن زدسرشون

اومدم بگم دلم گرفت اومدم بگم دلم گرفت واسه شاد کردنش به کلبه ارباب اومدم

اومدم بگم برم اربابی دوست داریم

اومدم بگم برم جای شاعر وسط شیطونکا خیلی وقت خالی نیست

اومدم بگم برم اربابی دلش قشنگه قد یه قناری

اومدم بگم برم گرچه ما یه روز میریم

اومدم بگم برم همگی قدر همه کم ندونین

اومدم بگم برم وقتی یه کم دلت گرفت

بیایو دلتو رو بسپارو به کلبه

بیایو با شیطونکا یه کمی همبازی شو

اومدم بگم برم اپ کن

ببخشین خوش مزه گیری دراوردم عجب شاعر بی مزه ی داری ارباب اه

خودم گفتم تا بقیه نگن.
+ حکاکی شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 21:54  با چنگال های تیز ارباب شیاطین | 
 
آدرس دربار شیاطین
صندوق پستی دربار
انباری دربار
The Lord Of The Evils

پیوندهای دربار
مـــــدیــنــه النــبــی
ایده های کوچک من
مصباح الهدایه
چهل چراغ
H I M
آقای شاهد
بقیه پیوندها
مطالبی که به انباری رفتند
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
موضوعات مطالب
طنز
عکس
دانلود موزیک
مطالب جالب
نظرات
هیم
شب شعر دربار
داستان های دربار
یادداشت های اربابی از خارج دربار
مذهبی
کلبه های رعیت ها
๑___ جیره و مواجب بگیران___ ๑
صبح صادق۞مشاور اعظم ۞
شعري براي تو ۞ شاعر اول ۞
عشق من خدا ۞شاعر دوم۞
Ħ.Ξ.Я ۞خواننده دربار۞
T.N.T ۞بلای دربار۞
ذهن معتاد۞نوه جون-اربابک ۞
ماهــی۞اولین عروس دربار۞
V.D ۞عروس دوم+اهنگساز ۞
_________________________
๑--------سایر رعیت ها----------๑
مرجان
عــشق اسکلتـی
رنگارنگ
رنـگ زرد پــایـیـــز
عاشـق باش
شب های روشن
ونــــوس
کالســــکه ســوار
غـرغـرهـای نـن جون+ ز
نســا
مــتــال بـرای هـمـه
سـودا شــاه
شهـر شعـرا
تنهایی
جوانی
ســــرگـردان
دخی خـاله
قــــلـــــــب مــقـدس
عشـق مشـــكوك
چشمک * سـتاره
خاطره
پسران کله شق مدرسه
صدا کن مرا.صدای توخوب است